تبلیغات
همه چیز بدونید - جنبش عدم تعهد در تهران به دنبال چیست؟
 
همه چیز بدونید
                                                        
درباره وبلاگ

هر روز بهتر از دیروز ، شعار نیست حقیقت است

مدیر وبلاگ : مهدی حیدری
نظرسنجی
در کدام قسمت هستید؟؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
************* ************* *************
 

TNAM

 

مهم‌ترین موضوع در برنامه کار جنبش غیرمتعهدها ایران و سوریه هستند. یکی درباره جنگی است که اسرائیل می‌خواهد شروع کند و دیگری درباره جنگی است که در سوریه به راه افتاده است. این واقعیت که نشست سران جنبش غیرمتعهدها در تهران برگزار می‌شود نشان می‌دهد که همچنان از ایران حمایت می‌شود.

پایگاه تحلیلی «کانترپانچ» در گزارشی به قلم «ویجای پراشاد» به بررسی شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد در ایران پرداخت. در این گزارش آمده است: 118 نماینده از 192 کشور دنیا برای شانزدهمین نشست سران جنبش غیرمتعهدها در تهران گرد هم خواهند آمد. این جنبش که در سال 1961 تشکیل شد پایگاهی مهم برای پروژه جهان سوم بود.

جنبش غیرمتعهدها برای این شکل گرفت که اکثریت دنیا را از جنگ سرد سمی و از توسعه بد ناشی از بانک جهانی معاف کند. پس از دو دهه نهادسازی سودمند، این جنبش با بحران بدهی دهه 1980 خاموش شد. جنبش از آن زمان به بعد نفس‌نفس‌زنان راه خود را پیش برده است. در گوشه و کنار جلسات جنبش غیرمتعهدها، نماینده‌ها درباره گردنکشی کشورهای شمالی به‌ویژه آمریکا، که مسیرش طی چند دهه اخیر وحشتناک بوده، شکوه می‌کنند. انکار مشکلات کشورهای جنوبی توسط «ریگان» در نشست کانون 1981 درباره «گفتمان شمال و جنوب» هنوز باعث تعجب است و حساسیت «بوش» گاوچران هنوز باعث خنده افراد می‌شود. تا یک دهه اخیر تلاش‌های معدودی برای ایجاد جایگزینی نهادی و ایدئولوژیکی برای نئولیبرالیسم یا امپریالیسم تک‌قطبی صورت گرفته است. 

تاثیر مثبت گروه BRICS روی اعتبار جنبش غیرمتعهدها  

با پابه‌عرصه گذاشتن گروه BRICS (کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی) طی چند سال گذشته تغییراتی ایجاد شده است. حضور قاطع این گروه در جنبش غیرمتعهدها و در سازمان ملل روزنه‌های امیدی باز کرده که می‌توان انتظار داشت ناسازگاری آمریکا و اروپا دیگر تعیین‌کننده سونوشت جهان نخواهد بود. در چهاردهمین نشست این جنبش در کوبا (2006) جهان روشن‌تر به نظر می‌رسید. از لطیفه‌های «چاوز» استقبال می‌شد، با «کاسترو» مانند یک غول برخورد می‌شد. همه چیز مانند قدیم به نظر می‌رسید یا حداقل مانند نشست دهلی در سال 1983.

ناخشنودی آمریکا ار برگزاری نشست سران غیرمتعهدها در تهران  

نشست‌های جنبش غیرمتعهدها معمولاً بدون هیاهو برگزار می‌شود. رسانه‌های آتلانتیک به ندرت به حضور این نشست‌ها توجه نشان می‌دهد. اما نشست سال جاری ازآنجاکه در تهران برگزار می‌شود توجه‌ها را به خود جلب کرده است. «ویکتوریا نولاند» وزیر امورخارجه آمریکا برگزاری نشست در این مکان را محکوم کرد و گفت «تهران جائی عجیب و نامناسب برای این نشست است... باتوجه به موارد زیاد نقض حقوق بین‌الملل و مقررات سازمان ملل به نظر نمی‌رسد تهران جای مناسبی برای این رویداد باشد.» دولت آمریکا از این عصبانی نیست که دبیرکل سازمان ملل «بان‌کی مون» به زیارت این جنبش می‌رود (دبیرکل سازمان ملل از سال 1961 زمانیکه «داگ هامرشولد» در آفریقا درگذشت، در تمام نشست‌های جنبش حضور داشته). «نولاند" خاطرنشان می‌کند که آمریکا نگرانی خود را به "بان" ابراز داشته است. "بنیامین نتانیاهو" نخست‌وزیر اسرائیل در این خصوص موضع روشن‌تری داشته است: "آقای دبیرکل، جای شما در تهران نیست."

- بمب‌ها بر سر تهران

طی چند ماه گذشته اسرائیل بازی دقیق را شروع کرده است. ترسی که وجود دارد این است که «نتانیاهو» آمریکا را به بازی گرفته است. او می‌خواهد یا «اوباما» را تطمیع کند که تحریم‌ها را بیشتر کند و یک یا دو موشک پرتاب کند یا اجازه دهد اسرائیل این کار را انجام دهد و بوشهر را بمباران کند. فشار «نتانیاهو» رئیس‌جمهور اسرائیل «شیمون پرز» را نیز وحشت‌زده کرده است چراکه وی گفته «روشن است که ما نمی‌توانیم این کار را به تنهایی انجام دهیم و باید با آمریکا همکاری داشته باشیم» . این بازی اسرائیل بازی یک کلاغ چهل کلاغ است. افراد شفاف صحبت نمی‌کنند و اضطراب زیادی درباره اغراق‌هایی که شده وجود دارد.

عدم همراهی مردم ایران با آمریکا  

به نظر می‌رسد آمریکا برای اجرائی کردن تحریم‌های جدید زمان می‌خواهد. در ماه مارس بانک‌های ایرانی از شبکه SWIFT که امکان معاملات مالی الکترونیک را می‌داد قطع شدند. فشارها روی کشورهایی که واردات نفت ایران دارند بیشتر شده است چراکه آمریکا و اروپائی‌ها تهدید کرده‌اند که علیه کشورهایی که از تحریم‌ها پیروی کنند اقدام خواهند کرد (این تحریم‌ها شدیدتر از قطعنامه‌های سازمان ملل از سال 1696 و 2006 و 1929 و 2010 هستند) . بانک مرکزی ایران به کاهش عمیق سهم صادرات ایران اشاره کرده است. آنچه که ظاهراً روی رادار وضع‌کنندگان این تحریم‌ها به چشم نمی‌خورد این است که آنها به ندرت توانسته‌اند جمعیت کشور را علیه دولت بشورانند. این شاید در ایران برای جنبش اصلاحات مضر باشد. واشنگتن درباره حکومت و بمب در ایران عتاب و خطاب می‌کند، اما نمی‌داند که برای اکثر ایرانی‌ها (44 درصد آنهائی که در محلات پرجمعیت زندگی می‌کنند) مسئله اصلی معیشت و رفاه است.

تقویت روابط ایران و هند در نشست سران غیرمتعهدها  

نخست‌وزیر هند «مانموهان سینگ» نیز از افرادی است که در تهران حضور خواهد داشت. او با «احمدی‌نژاد» ملاقات دارد و با وی درباره تلاش هند برای دور زدن تحریم‌ها صحبت خواهد کرد. بین 10 تا 12 درصد نیازهای نفتی هند توسط ایران تامین می‌شود. آنها تلاش‌هایی انجام داده‌اند که نفت عربستان را جایگزین نفت ایران کنند اما این کار در عمل بسیار دشوارتر از سخن است. مشکل ایران و هند بر سر پرداخته هزینه‌ها بوده است، زیرا هند نمی‌تواند هزینه پول نفت ایران را بدهد. بنابراین ایران موافقت کرده که 45 درصد پرداختی نفتش را به روپیه هند دریافت کند و از این پول در هند برای خرید کالاهای هندی و واردات آن به ایران استفاده کند. نمایندگان بخش تجاری تلاش کرده‌اند کالاهایی برای فروش به ایران پیدا کنند. اما مشکلات همچنان پابرجاست: تحریم‌ها این امر را برای نفت‌کش‌های هندی تقریباً غیرممکن کرده که بتوانند سفر خود به ایران را بیمه کنند. اما لابی تجاری هند برآورد کرده که تجارت دوجانبه بین دو کشور تا سال 2015 از 5/13 میلیارد دلار به 30 میلیارد دلار افزایش خواهد یافت.

«مانموهان سینگ» و «احمدی‌نژاد» درباره سرمایه‌گذاری هند در بندر چابهار در جنوب‌شرق ایران، که برای وارد کردن کالاهای هندی به ایران و آوردن 100000 تن گندم به افغانستان استفاده شده، نیز صحبت خواهند کرد. هند و ایران سرمایه‌گذاری سنگینی در افغانستان کرده‌اند و هر دو از برنگشتن طالبان به قدرت در کابل نفع مشترک خواهند برد. در اینجا می‌توان تصور کرد که آمریکا ممکن است با متحدین قدیمی خود توافق کند، اما کوته‌فکران وسواسی واشنگتن اجازه نمی‌دهند دیپلمات‌ها رفتار درست از خود نشان دهند. برهم زدن رابطه بین ایران و هند از اهداف دیرینه آمریکا بوده است. هفته آینده دهلی نو و تهران پیوندهای شکننده خود را تقویت خواهند کرد. «مانموهان سیمگ» ادا درنمی‌آورد چراکه این در طبیعت او نیست. اما واقعیت‌های اقتصادی و تصادفات جغرافیایی وجود رابطه را ضروری می‌سازد. این برای واشنگتن قابل‌درک نیست.

- خون سوریه

آخرین بار که نشست جنبش غیرمتعهدها دچار شکاف سیاسی مهمی شد زمان حمله شوروی به افغانستان (1979) بود. اکثر اعضا می‌خواستند این حمله را محکوم کنند درحالیکه تعداد معدودی از اعضا که نفوذ بیشتری داشتند (الجزیره، هند و عراق) از همراهی با اکثریت امتناع کردند. این به اعتبار جنبش غیرمتعهدها آسیب زد. حالا وضعیتی مشابه درباره سوریه وجود دارد.

موضع جنبش غیرمتعهدها درباره بحران سوریه  

در ماه می در شرم الشیخ، زمانیکه «مبارک» در حبس بیمارستانی بود، جنبش غیرمتعهدها که جلسه‌ای اجرائی داشت تلاش کرد قطعنامه‌ای در مورد سوریه صادر کند. عربستانی‌ها و قطری‌ها می‌خواستند حکومت سوریه را شدیداً محکوم کنند اما سوری‌ها که همچنان عضو جنبش هستند پیش‌نویس را امضا نکردند. سند نهایی سندی تسکین‌دهنده بود که خواستار موفقیت «طرح شش مرحله ای» «کوفی عنان» دبیرکل سابق سازمان ملل بود. عنان کنار کشیده است. جای او را دیپلمات الجزیره‌ای و بوروکرات سازمان ملل، «اخضر ابراهیمی» گرفته است که با جنبش غیرمتعهدها نیز آشنا است. «ابراهیمی» آگاهی خوبی درباره کشمکش دارد و اخیراً نماینده سازمان ملل در افغانستان و عراق شده است و واسطه «قرارداد طائف» (1989) بوده است که جنگ داخلی لبنان را معلق کرد.

بحران سوریه و تاثیر آن روی کشورهای دیگر  

نقش «ابراهیمی» دشوار خواهد بود. درباره آینده سوریه بدبینی وجود دارد. اکثر بحث‌ها درباره سوریه مربوط به ژئوپلتیک این کشور می‌شود: تاثیر برکناری حکومت «اسد» روی قدرت آمریکا یا قدرت کشورهای حاشیه خلیج فارس در منطقه چه خواهد بود؟ آیا این اتفاق تاثیر بدی روی حزب‌الله، فلسطین و ایران خواهد داشت؟ این‌ها سوالات مهمی هستند، اما جلوی سوال اصلی را می‌گیرند چه چیز برای مردم سوریه بهترین نفع را دارد؟ بحث چندانی درباره این نمی‌شود که خشونت حکومت «اسد» یا مردمش سابقه‌ای طولانی دارد و با مشت آهنین در مقابل معترضان ایستاده است. این رفتار بویژه طی یازده مال اول سال 2011 زمانیکه مردم در همکاری با کمیته‌ها فریاد «صلح، صلح» سر می‌دادند شدیدتر بود چراکه حکومت با تانک‌ها به دل جمعیت می‌رفت. با نگاه درست به تناقضات می‌توان درک کرد که باید حمایت کامل از آزادی مردم سوریه شود که این دو معنا دارد: پایان حکومت «اسد» و قطع کردن دست آمریکا، اعراب خلیج فارس و روس‌ها. اما مادامیکه نیازهای مردم سوریه در کانون توجه قرار نگیرد «ابراهیمی» قادر نخواهد بود اقدام مفیدی انجام دهد.

ناتوانی جنبش غیرمتعدها برای اقدام خصوص بحران سوریه  

دلیل اینکه چرا جنبش غیرمتعهدها قادر نخواهد بود درباره سوریه اقدامی موثر انجام دهد نیز همین است. بخاطر مواضع مسکو و ریاض و قطر و تاثیر آن روی حکومت «اسد» اقدام موثری صورت نمی‌گیرد.

رهبران حالا نگاهشان را معطوف رئیس‌جمهور جدید مصر، «محمد مرسی» ، کرده‌اند. در جلسه سازمان همکاری اسلامی در مکه در ماه جاری، 55 کشور سوریه را محکوم کردند. سپس عربستان و قطر قطعنامه‌ای وضع کردند. تنها "علی‌اکبر صالحی" وزیر امورخارجه ایران به گروه هشدار داد که عجولانه عمل کنند. او سعی کرد از اظهارات "اسد" برای برگزاری انتخابات و اصلاحات دفاع کند که هیچکدام از این اظهارات دیگر معنا و مفهومی ندارند. "صالحی" و ایرانی‌ها آشکارا نگران نتیجه تغییر تاریخ در کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. این دیدگاه آنها درباره کشمکش سوریه را پوشانده است. مصر در نشست OIS پلی کوتاه به تهران زد. "مرسی" پیشنهاد ایجاد یک "گروه تماس" را داد که شامل کشورهای مصر، ایران، عربستان سعودی و ترکیه می‌شود. تمام طرفین از این پیشنهاد استقبال کردند. چند روز بعد در یک جلسه اجرائی در جده، "صالحی" از ایران با "محمد عمر" وزیر امورخارجه مصر دیدار کرد و درباره استلزام‌های این گروه تماس صحبت کرد. سخنگوی وزارت خارجه ایران، "رحیم مهمانپرست"، گفت که گروه تماس مکانیسمی برای "بازبینی و دنبال کردن مسائل [منطقه‌ای] برای برقرار صلح در منطقه خواهد بود." تاکنون نتیجه ملموسی حاصل نشده است اما تمام نشانه‌ها دال بر آن است که مصر از روند جنبش غیرمتعهدها برای یافتن راهی برای عبور از بین خطوط سخت طرفین استفاده خواهد کرد.

تقویت روابط میان ایران و مصر پس از برکناری مبارک  

پیوندهای میان مصر و ایران از سال 1979 پس از تشکیل جمهوری اسلامی گسسته شد. اما پس از برکناری «مبارک» نشانه‌های کوچکی مبنی بر برقراری رابطه بین دو کشور مشاهده شد. مصری‌ها به کشتی‌های ایرانی اجازه عبور از کانال سوئز را دادند (اولین بار پس سال 1978) . ایران از بهار عربی در آفریقای شمالی بعنوان "بیداری اسلامی" استقبال کرد و اظهار امیدواری کرد که روابط حسنه بین سیاستمداران برادر مسلمان منطقه برقرار شود. قطری‌ها و سعودی‌ها نیز چنین امیدواری داشتند و این‌ها برای ایران خصومت‌آمیز است. امیر قطر هفته گذشته در میهمانی افطاری "حمد بن خلیفه" را ملاقات کرد و در این دیدار 2 میلیارد دلار به قطر کمک کرد (شایعه‌ای مطرح شد مبنی براینکه قطری‌ها می‌خواستند کانال سوئز را اجاره کنند، شاید برای جلوگیری از عبور کشتی‌های ایرانی). چند هفته پیش از دیدار قطری‌ها، "مرسی" از "حمید بقائی" معاون رئیس‌جمهور ایران استقبال کرد و دعوت وی برای آمدن به تهران جهت شرکت در نشست سران غیرمتعهدها را پذیرفت. در جلسه OIS، دیده شد که "مرسی" و "احمدی‌نژاد" برای مدت زمانی طولانی با هم صحبت کردند. احتمال می‌رود "مرسی" بخواهد خود را بعنوان صدایی غیرمتعهد بین ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان دهد و نوعی فضای سیاسی که لازمه کار "ابراهیمی" است را برای او فراهم کند.

سیاست چندقطبی مرسی  

«مرسی» برنامه سفر پیچیده‌ای دارد. او از طریق پکن به تهران خواهد رفت. بین نشستی محرمانه با «هو جیانتو» و سپس با «مانموهان سینگ» ، بین بحث با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایرانی‌ها، رفتار "مرسی" حاکی از نوعی سیاست خارجی چندقطبی است.

مهم‌ترین موضوع در برنامه کار جنبش غیرمتعهدها ایران و سوریه هستند. یکی درباره جنگی است که اسرائیل می‌خواهد شروع کند و دیگری درباره جنگی است که در سوریه راه افتاده است. این واقعیت که نشست سران جنبش غیرمتعهدها در تهران برگزار می‌شود نشان می‌دهد که همچنان از ایران حمایت می‌شود. اگر بتوان گروه تماس «مرسی» را در این نشست تحت فشار قرار داد که موضعی محکم درباره سوریه اتخاذ کند و پشت دستاویزهای ژئوپلتیک پنهان نشود، آنگاه می‌توان این نشست را نشستی تاریخی دانست.

 

 


پایان





نوع مطلب : زندگی نامه، عمومی، مطالب جالب و خواندنی، آیا میدانید؟، متفرقه، ایران، عکس، سیاسی، 
برچسب ها : ایران، اجلاس، تهران، جنبش عدم تعهد،
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.